تبلیغات
بازگشت به طبیعت - قله اوشک
قله اوشک

این خود ماهستیم که محیط اطرافمان را 
                       با افکاری که در ذهن داریم , می آفرینیم.   "بتی جین ایدی "



برای من امروز , روز بهترین هاست .روز دوباره فریاد زدن , روز نشستن بر بال های خیال و رویاست . 
روزقایم باشک و بازی ابرهاست , روز هجوم احساسات و تخلیه ی آن , روز سرد زمستان با سپیدی و سکوت برف است.
امروز  روزی است که دوست داری پرهای عقاب گونه ات را از بالای قله باز کنی و به بلندای گیتی پرواز کنی و در اعماق مه ناپدید شوی...

بقیه در ادامه ی مطلب



از روستای رود به راه می افتیم . در ابتدای مسیر , همه در یک صف منظم و پست سر هم شیب تند را بالا می رویم.



کمی بالاتر , دشت نیشابور و برج های خنک کننده ی نیروگاه دیده می شود.


بعد از یک ساعتی کوهپیمایی برای صبحانه خوردن توقف می کنیم.


امروز قصد رفتن به قله را دارم .دوستانم هیچ یک همراهیم نمی کنند. برای همین سعی می کنم از آن ها فاصله بگیرم تا وقتی تلف نشود.


به سمت شمال به راه می افتیم . از کنار دره ی اوشک بالا می رویم. شیب هر لحظه تند ترمی شود . هرچه بیشتر پیش می رویم مناظر زیباتری را پشت سر می گذاریم.


با گام برداشتن بر روی برف ها و تماشای آسمان آبی به خود می گویم : توقف ممنوع
زندگی در جریان است... پس به راهت ادامه بده.


ساعت  10:40 را نشان می دهد که به چهارراه رسیده و از این جا مسیر ما از بقیه جدا می شود.
سمت غرب , به چشمه اوشک و سمت شرق به روستای بوزان و سمت جنوب به روستای رود و سمت شمال به قله منتهی می شود.


همیشه برای رفتن به قله , ابتدا به چشمه رفته وبعد مسیر پاکوب را ادامه داده با شیبی ملایم والبته کمی دورتر به قله می رویم.
اما این دفعه سمت شمال چهارراه را انتخاب کردیم که شیبی بسیار تند دارد .


گروه چهارنفره ی ما , آهسته و پیوسته ادامه ی مسیرمی دهد. 
چند وقتی است که فقط مسیرهای گلگشت را آمده ام و امروز احساس می کنم پاهایم خوب همراهیم نمی کنند.


با هر گامی که برمی دارم احساس می کنم خداست که با من صحبت می کند و صدایم می کند که قله نزدیک است ...پس گامهایت را بکش...


بیشتر مسیر را آمده ایم . به برف می رسیم واین یعنی انرزی مضاعف .گویی تمام خستگیم در رفته و جان تازه ای گرفته ام. گام هایم محکم و استوار تر پیش می رود.


به سمت شرق می رویم . این جای دنیای من است که  بس دیدنی است . فریادهایم بلند می شود به پاس تشکر از پروردگارم.


ساعت 13 است که بر فراز قله ی اوشک با ارتفاع 2900 متر می ایستیم.
سه نفر دیگر هم که از مسیر چشمه آمده اند هم زمان با ما به قله می رسند.
هوا سرد است اما دوست ندارم که ترکش کنم اما اصرار دیگران بر خواسته ام غلبه می کند.


برمی گردیم و تمام راه را از زیبایی های طبیعت خداوندی لذت می بریم.
ساعت 15:30 به بوزان رسیده و به دیگر دوستانمان ملحق می شویم.



امروز را از خداوند ممنونیم که یک صبح خوب و یک روز خوب و یک حس خوب را به ما هدیه داد...





طبقه بندی: قله های نیشابور،
برچسب ها:نیشابور، روستای رود، اوشک، چشمه اوشک، قله اوشک، بوزان،

[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ مژگان فرهادی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه