تبلیغات
بازگشت به طبیعت - قله ی سیالان
قله ی سیالان

ابرها به آسمان تکیه می کنند ،

     درختان به زمین 

             و انسان ها به مهربانی یکدیگر.....


سفر پنج روزه ی ما به سیالان این گونه گذشت :


دوشنبه : 93/3/12


ساعت 5:30 از جلوی خانه ی سرپرست گروه پیام ،حاج آقای اسکناسی به طرف تهران حرکت کردیم.

ناهار را در سرخه خوردیم و در ساعت 17 در بلوار آزادگان تهران به طوفان برخوردیم.باد شدیدی می وزید ، همه جا تاریک شده بود.بلافاصله رگبار و بارش باران شروع شد.


 به مسیرمان به سمت قزوین ادامه دادیم.جاده ای پرپیچ وخم را در تاریکی شب ، که هر لحظه ارتفاع می گرفت پیمودیم تا به رازمیان (الموت غربی )در ساعت 20:30رسیدیم.

کمترین ارتفاع در این جاده 780 m وبیشترین ارتفاع2000 بود.

شب را در خوابگاه شبانه روزی آزادگان سپری کردیم.


سه شنبه : 93/3/13


بازدید از قلعه ی لمبسر(lambesar) ، قلعه ی الموت (حسن صباح ) ، دریاچه ی اُوان .


سپس با گذشت 13 km از معلم کلایه (الموت شرقی ) وارد جاده ای فرعی می شویم که به سمت روستاهای هرانک ، آتان ، کلایه ونهایتا هنیز می رود.تا هنیز 17 km  راه داشتیم.


این جاده بسیار زیبا اما کمی دلهره آور بود .جاده ای کم عرض ،که آسفالت آن هم خراب شده بود.

یک طرف جاده ، دره ای عمیق دیده می شد .وحشت جاده زمانی آشکار می شد که اتوبوس فضایی برای دور زدن نداشت و بایدبا دنده عقب در آن سراشیبی ،ماشین را هدایت می کرد.این جاده ، فیلم مستند جاده های مرگ را در ذهنم تداعی می کرد.


به خاطر مسیرسخت جاده ، راننده از ما خواست یک روستا جلوتر پیاده شویم .بنابراین از کلایه تا هنیز را که 8 km بود با نیسان رفتیم.

در ساعت 19:30 به هنیز با ارتفاع 2200 mرسیدیم وشب را در مسجد روستا گذراندیم.



چهارشنبه 93/3/14 :


ساعت 7 از پشت امامزاده به سمت شمال حرکت کردیم.سه قاطر نیز ،که کوله های سنگین تعدادی از دوستان را حمل می کرداز پشت سر ما حرکت می کردند.

مسیر را به طرف پایین رودخانه ادامه داده وبا گذر از رودخانه ،شیب تندی را به سمت شرق و شمال شرق پی می گیریم.

هوا مه آلود است وجز مسافت کوتاهی جایی دیده نمی شود.بعد از مدت زمانی کم کم مه برطرف می شود و ما می توانیم از طبیعت منطقه ، کوه های سربه فلک کشیده و درختان اَرس لذت ببریم.یک گروه کرمانشاهی نیز در مسیر همراه ما هستند.

در ساعت 9:40 استراحت کوتاهی به گروه داده می شود.سپس مسیر را ادامه داده تا در ارتفاع 2510 m قله ی سیالان که از دور شبیه مثلث است دیده می شود. 

پس از سه ساعت وچهل دقیقه کوه پیمایی ،به اولین برفچال در ارتفاع 2885 m  می رسیم.



با عبور از آن به سمت دیگر نهر رفته وشیب تند بعد از آن را به سمت شرق بالا می رویم.مسیر گل آلود و دارای سنگ های ربزشی و نفس گیراست.بعد از این شیب ، استراحت کوتاهی می کنیم.سپس در جهت شمال به طرف جان پناه حرکت می کنیم.

بعد از مسافتی ، در ارتفاع 3045 m با گذراز یک رود خانه ،مسیر پاکوب زیگزاگی را پی می گیریم.در بالای این مسیر استراحت کوتاهی داریم.



باد سردی می وزد وکم کم نم نم باران شروع می شود.

تا این که در ساعت 12:30 به جان پناه با ارتفاع 3350 m می رسیم.بلافاصله شروع به برپایی چادرها کرده و با بارش شدید باران به چادرها پناه می بریم.رعد و برق آغاز شده و به دنبال آن تگرگ به اندازه ی نقل.

بعد از پایان تگرگ ، از چادرها بیرون می آییم همه جا سفید پوش شده گویی دوباره زمستان آمده.با چند تن از دوستان از فرصت استفاده کرده و با درست کردن گلوله های برفی وپرتاب به سمت یکدیگر لحظاتی را با شادی وخنده می گذرانیم.

امروز هیچ گروهی صعود نداشتند و لحظه به لحظه به تعداد کوهنوردان اضافه می شود .هواشناسی هم برای این دو روز ، شرایط جوی نامساعدی را اعلام کرده است.



در چادر دو نفره ، شش نفر جمع می شویم وعصرانه ای که شام محسوب می شود می خوریم.

بعد از غذا ، لباس های گرمم را می پوشم وبه کیسه خوابم پناه می برم و تا روز بعد ساعت 6:30 از خواب بیدار می شوم.باعث تعجب همه ی دوستانم بود چرا که شب قبل به دلیل وزش باد و سردی بیش از حد هوا ،کسی نتوانسته بود بخوابد ومن 12 ساعت خواب بودم واز اتفاقات شب گذشته بی خبر ( بارش باران ، وزش باد شدید ، سروصدای کوهنوردی که از شدت سرما ناله وفریاد می کرد ، تصمیم گیری برای صعود قله و...)


پنج شنبه :   93/3/15


 بعد از خوردن صبحانه ، کوله ی حمله را برای صعود آماده کردم.اما همهمه هایی مبنی بر صعود نکردن به گوش می رسید.

وزش باد زیاد بود واین باد در ارتفاع بالا چند برابر می شد. ابر سیاهی روی قله را پوشانده بود.بلاخره تصمیم نهایی اعلام شد ، باید همین مسیر را فرود می آمدیم.

(از جان پناه تا گردنه 2 ساعت و از گردنه تا قله ی سیالان با ارتفاع 4200 متر ، 1/5 ساعت زمان نیاز بود . )

دوستان خیلی ناراحت شدند.چند تن از همنوردان قصد صعود قله را داشتند اما با مخالفت سرپرست برنامه مواجه شدند.

ساعت 9:30 مسیر برگشت به هنیز را آغاز کردیم وپس از 3/5 ساعت به هنیز رسیدیم.(اگر یک شب دیگر در هنیز می ماندیم می شد قله را صعود کرد .) در روستا برای نیسان خیلی منتظر شدیم.باید از هنیز به آتان می رفتیم.اتوبوس آن جا منتظر ما بود.شب را در مرقد امام گذراندیم.


جمعه :93/3/16


ساعت 7 صبح به راه افتادیم .ناهار را در میامی خوردیم و در پایان در ساعت 19 همگی به سلامت به نیشابور رسیدیم.


                                بیایید لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

                                

                                  مشاهده ی بقیه ی تصاویر در ادامه ی مطلب












قله ی سیالان با ارتفاع  4200 متر ( نمایی از جان پناه )





روستای هنیز


هر کجا هستید آرامش را برایتان آرزومندم.





طبقه بندی: قله های ایران،
برچسب ها:قزوین، هنیز، قله ی سیالان، منطقه ی الموت،

[ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ مژگان فرهادی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه